close
چت روم
تیریپ لاو
loading...

پورتال تفریحی مطلبستان

تیریپ لاو

آخرین ارسال های انجمن

مدرسه پسرونه

مهدی داداش نژاد بازدید : 488 پنجشنبه 18 اسفند 1390 نظرات ()
داخل کلاس: معلم مشغول بلوتوث بازی با یکی از بچه های خفن
 
کلاس است. امیر و رضا در حال مخ زدن دختری هستند و
 
با اس ام اس دادن مخش را تیلید میکنند! انگاری ان سمت کلاس علی
 
 با کیوان دعوایش شده که چرا اون روز ماه پیش ساعت هفت و نیم
 
 به دوست دختر من سلام کردی؟؟؟!!

گوشه کلاس صدایی به گوش میرسد: نصرت در حال گریه کردن است

 میگوید عاشق شده ام...صغرای من...!!!!

میز جلویی را face to face معلمه جای اسکول کلاس است

 که یکهو سوالی برایش پیش می اید: اقا چرا درس را شروع نمیکنید؟!

 معلم با چشم غره به او مینگرد...صدای زنگ به صدا در می اید...

بچه ها به طرز فجیعی به طرف در حمله ور میشوند

تا نکند زنگ مدرسه دخترانه زودتر از اینکه انها برسند بخورد؟؟؟؟!!!

داستانی فوق العاده زیبا از دیوانگی عشق !

مهدی داداش نژاد بازدید : 473 چهارشنبه 10 اسفند 1390 نظرات ()

آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.

روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.

ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.

مثلا” قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند

دیوانگی فورا” فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.

و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به  شمردن ….یک…دو…سه…چهار…

همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛

خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛

اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛

هوس به مرکز زمین رفت؛

دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛

طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.

و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه…هشتاد…هشتاد و یک…

اس ام اس های عاشقانه جدید

مهدی داداش نژاد بازدید : 471 چهارشنبه 10 اسفند 1390 نظرات ()

دل آرام را بی تاب میکنی! دل بی تاب را آرام !

آخرش نگفتی: تو ، دردی یا درمان ؟

.

داستان خنده دار عشق یعنی …

مهدی داداش نژاد بازدید : 387 چهارشنبه 10 اسفند 1390 نظرات ()

پیرمردی در بستر مرگ بود. در لحظات دردناک مرگ، ناگهان بوی عطر شکلات محبوبش از طبقه پایین به مشامش رسید…

او تمام قدرت باقیمانده اش را جمع کرد و از جایش بلند شد. همانطور که به دیوار تکیه داده بود آهسته آهسته از اتاقش خارج شد و با هزار مکافات خود را به پایین پله ها رساند و نفس نفس زنان به در آشپزخانه رسید و به درون آن خیره شد. او روی میز ظرفی حاوی صدها تکه شکلات محبوب خود را دید و با خود فکر کرد یا در بهشت است و یا اینکه…

همسر وفادارش آخرین کاری که ثابت کند چقدر شیفته و شیدای اوست را انجام داده است و بدین ترتیب او این جهان را چون مردی سعادتمند ترک می کند. او آخرین تلاش خود را نیز به کار بست و خودش را به روی میز انداخت و یک تکه از شکلات ها را به دهانش گذاشت و با طعم خوش آن احساس کرد جانی دوباره گرفته است. سپس مجددا” دست لرزان خود را به سمت ظرف برد که ناگهان همسرش با قاشق روی دست او زد و گفت : دست نزن، آنها را برای مراسم عزاداری درست کرده ام.

عیب کوچک عروس

مهدی داداش نژاد بازدید : 531 چهارشنبه 10 اسفند 1390 نظرات ()

q6hp4fnlcgaac87cjfn.jpg

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند….

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
مطلبستان سایتی است که برای آموزش و تفریح بازدیکنندگان ساخته شده است.برای اطلاع از آخرین مطالب سایت ودانلود جدیدترین بازی ها درخبرنامه عضو شوید.لطفا برای حمایت از سایت روی بنرها کلیک کنید.درضمن نظر یادتون نره. <<درضمن بخش دانلود ویژه ی اعضای محترم است وبرای دانلود باید عضو سایت شوید>> پیشنهاد می دهیم درسایت عضو شده ودر انجمن سایت شرکت کنید. باتشکر مدیریت وبسایت
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    آبی هستی یا قرمز؟




    آمار سایت
  • کل مطالب : 410
  • کل نظرات : 323
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 31017
  • آی پی امروز : 26
  • آی پی دیروز : 51
  • بازدید امروز : 85
  • باردید دیروز : 151
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 661
  • بازدید ماه : 3,348
  • بازدید سال : 5,683
  • بازدید کلی : 1,052,549